{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که

گفته بودی که:
«چرا محو تماشای منی؟
آن‌چنان مات که یک‌دم مژه برهم نزنی!»
مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود
نازِ چشمِ تو به قدرِ مژه برهم زدنی...
#فریدون_مشیری
،..........♥️
برای چشمِ تو باید کتاب و دیوان گفت
نمی شود که تو یک بیتِ مختصر باشی🤎...
#علیرضا_تقی_زاده
دیدگاه ها (۰)

نیست رنگی که بگوید با مناندکی صبر، سحر نزدیک استهر دم این با...

گاه آن کَس که به رفتن چمدان می‌بندد رفتنی نیست، دو چشم نگران...

بیادر این خاک در این مزرعه پاکبجز مهر به جز عشق دگر تخم نکار...

دستت را به من بدهدست های تو با من آشناستای دیر یافته با تو س...

پارت 107

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط