{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
بچه صاحبخونه گفت : عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم : ازکجا می دونستین ؟
جواب داد : مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون !!
دیدگاه ها (۱)

گوگوش

داشتیم بنایی میکردیمرفتم زنگ همسایه را زدمدخترش اومدگفتم ببخ...

: بر مزارم گریه کن اشکت مراجان میدهدناله هایت،بوی عشق و بوی ...

آچار فرانسه…!!!

امروز یه بچه گربه ی سیاه دیدم🤓💔یه پاش شکسته بود ، خم شدم تا ...

P⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

پارت ۷ (ازدواج اجباری) بعد اینکه با تهیونگ حرف زدم پتو رو تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط