{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتیم بنایی میکردیم

داشتیم بنایی میکردیم
رفتم زنگ همسایه را زدم
دخترش اومد
گفتم ببخشید استمبولی دارید؟؟؟






گفت نه قرمه سبزی داریم






خدا شاهد اوستا بنا وسط کوچه سوار بیل شد رفت
دیدگاه ها (۱)

خانمه یه خط جدید میخره، میخاد شوهرش را سورپریز کنه؛از تو آشپ...

حج و هجرت…!!!!!هجرت مظلومانه و ناجوانمردانهات را با چه دلی س...

گوگوش

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها بچه صاحبخونه گفت : عمو ما مید...

p4 ویوی جونگکوک فردا صبح+ = از خواب بیدار شدمو گوشیمو چک کرد...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط