این قافله عمر عجـب میگذرد
این قافله عمر عجـب میگذرد
دریاب دمی کـه با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
آن قصر که جمشید در او جام گرفـت
آهو بـچـه کرد و شیر آرام گرفـت
بـهرام کـه گور میگرفتی همه عمر
دیدی کـه چگونه گور بهرام گرفـت
افـسوس که نامه جوانی طی شد
و آن تازه بـهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شـباب
افـسوس ندانم که کی آمد کی شد
دریاب دمی کـه با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
آن قصر که جمشید در او جام گرفـت
آهو بـچـه کرد و شیر آرام گرفـت
بـهرام کـه گور میگرفتی همه عمر
دیدی کـه چگونه گور بهرام گرفـت
افـسوس که نامه جوانی طی شد
و آن تازه بـهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شـباب
افـسوس ندانم که کی آمد کی شد
- ۱.۴k
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط