♡ غروبـا میون هــفته ♡بر سـر قـبر یه عاشـق♡
♡ غروبـا میون هــفته ♡بر سـر قـبر یه عاشـق♡
♡یـه جوون مـیاد مـیزاره♡ ♡گـلای سـرخ شـقایـق♡
♡بی صـدا میشکنه بغضش♡ روی سـنـگ قبـر دلدار♡
♡اشک میریزه از دو چـشـمش♡مثل بارون وقت دیدار♡
♡زیر لب با گـریه مـیگه ♡: ♡مـهـربونم بی وفایـی♡
♡رفتی و نیـسـتی بدونی♡ ♡چـه جـگر سـوزه جـدایی♡
♡آخه من تو رو می خواستم♡ اون نجـیـب خوب و پاک♡
♡اون صـدای مهـربون♡ ، نه سـکــوت ســرد خــاک♡
♡تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود♡
♡دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود♡
♡تو که ریـشه کردی بـا من♡، توی خـاک بی قراری♡
♡تو که گفتی با جـدایی♡ ♡هـیـچ مـیونه ای نداری♡
♡پس چـرا تنهام گذاشـت♡ی توی این فـصل ســیاهی♡
♡تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی♡
♡داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن♡
♡رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون♡
♡تو سـفر کردی به خـورشـید♡ ،رفتی اونور دقایق♡
♡منـو جا گذاشتی اینجا ♡با دلی خـســته و عاشـق♡
♡نمـیـخـوام بی تو بمـونم ♡، ♡بی تـو زندگی حرومــه♡
♡تو که پیش من نبـاشـی♡ ، ♡هـمـه چـی برام تمـومه♡
♡عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک♡
♡گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک♡
♡نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش♡
♡شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش♡
♡و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره♡
♡پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره♡
♡اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم♡
♡بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم♡
♡ولی چند قدم که دور شد♡ دوباره گـریه رو سـر داد♡
♡روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد♡
♡بـه خدا نـمــیـری ازیاد
♡یـه جوون مـیاد مـیزاره♡ ♡گـلای سـرخ شـقایـق♡
♡بی صـدا میشکنه بغضش♡ روی سـنـگ قبـر دلدار♡
♡اشک میریزه از دو چـشـمش♡مثل بارون وقت دیدار♡
♡زیر لب با گـریه مـیگه ♡: ♡مـهـربونم بی وفایـی♡
♡رفتی و نیـسـتی بدونی♡ ♡چـه جـگر سـوزه جـدایی♡
♡آخه من تو رو می خواستم♡ اون نجـیـب خوب و پاک♡
♡اون صـدای مهـربون♡ ، نه سـکــوت ســرد خــاک♡
♡تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود♡
♡دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود♡
♡تو که ریـشه کردی بـا من♡، توی خـاک بی قراری♡
♡تو که گفتی با جـدایی♡ ♡هـیـچ مـیونه ای نداری♡
♡پس چـرا تنهام گذاشـت♡ی توی این فـصل ســیاهی♡
♡تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی♡
♡داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن♡
♡رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون♡
♡تو سـفر کردی به خـورشـید♡ ،رفتی اونور دقایق♡
♡منـو جا گذاشتی اینجا ♡با دلی خـســته و عاشـق♡
♡نمـیـخـوام بی تو بمـونم ♡، ♡بی تـو زندگی حرومــه♡
♡تو که پیش من نبـاشـی♡ ، ♡هـمـه چـی برام تمـومه♡
♡عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک♡
♡گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک♡
♡نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش♡
♡شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش♡
♡و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره♡
♡پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره♡
♡اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم♡
♡بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم♡
♡ولی چند قدم که دور شد♡ دوباره گـریه رو سـر داد♡
♡روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد♡
♡بـه خدا نـمــیـری ازیاد
- ۲.۰k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط