starry night
starry night 🌃
part 26
( عکس لباس هاشون رو میزارم) اگر دوست دارید میتوتید یه چیز دیگه تصور کنید چون عکس خیلی نداشتم
_ راستی باید یه چیزی بهت بگم
+ حتما بگو
_ خب ببین پدر من وقتی 20 سالم بود مرد و الان امروز تو قراره مادرم، خواهرم ، پدر بزرگم ، دختر عمه، و پسر عمه و عمه ام رو ببینی
+ اوو برای پدرت متاسفم باشه
_ ولی
+جونم
_ به حرف های بقیه افراد اونجا توجه نکن و سعی کن فقط با مادر و خواهرم صحبت کنی
+ خبب باشه ( با تعجب)
_ خوبه رسیدیم
جونکوک از ماشین پیاده میشه و میره در ات رو باز میکنه
کمر ات رو میگیره و باهم وارد مهمونی میشن
پایان.
لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
بچهههه هااا دلم خیلیییی براااتوننن تنگگ شدهه بودد
من دوبارههه برگشتم عشقایی من
و واقعا از سوپرایزی که برام داشتید خوشحال شدم بچه ها بالاخره 200 تاییی شدیمم پس منم قراره کلیی سوپرایز براتون داشتهه باشممم
part 26
( عکس لباس هاشون رو میزارم) اگر دوست دارید میتوتید یه چیز دیگه تصور کنید چون عکس خیلی نداشتم
_ راستی باید یه چیزی بهت بگم
+ حتما بگو
_ خب ببین پدر من وقتی 20 سالم بود مرد و الان امروز تو قراره مادرم، خواهرم ، پدر بزرگم ، دختر عمه، و پسر عمه و عمه ام رو ببینی
+ اوو برای پدرت متاسفم باشه
_ ولی
+جونم
_ به حرف های بقیه افراد اونجا توجه نکن و سعی کن فقط با مادر و خواهرم صحبت کنی
+ خبب باشه ( با تعجب)
_ خوبه رسیدیم
جونکوک از ماشین پیاده میشه و میره در ات رو باز میکنه
کمر ات رو میگیره و باهم وارد مهمونی میشن
پایان.
لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
بچهههه هااا دلم خیلیییی براااتوننن تنگگ شدهه بودد
من دوبارههه برگشتم عشقایی من
و واقعا از سوپرایزی که برام داشتید خوشحال شدم بچه ها بالاخره 200 تاییی شدیمم پس منم قراره کلیی سوپرایز براتون داشتهه باشممم
- ۱.۶k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط