{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اگر می دانستی...

تو اگر می دانستی...
که چه زخمی دارد...
که چه دردی دارد...
خنجر از دست عزیزان خوردن...
از من خسته نمی پرسیدی...
آه ای زن چرا تنهایی؟
#ایرج_جنتی_عطایی
دیدگاه ها (۱)

دارم بار و بندیلم را می بندم...که بروم...ازین شهر بی عشق...ا...

#بی_خیالت_بی_خیالم_سر_مڪن_جانا بی خیالت سر نکردم، بی خیالم س...

برای قـدم زدن با تو ...هر از گاهی از خودم...بیرون می‌زنم...ر...

کسی با سکوتش...مرا تا بیابان بی‌انتهای جنون برد.. کسی با نگا...

گاهی آدم از تنهایی خسته نمی‌شود...از زخمی که آدم‌ها به جا می...

ای رفع‌کننده‌ی آه‌های بلند…ای شنونده‌ی سکوتِ دل‌های خسته،تو ...

چرا...؟وقتی می‌دانستی هر نفسم به امید ماندن تو بند است،چرا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط