{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا من مانده ام

حالا من مانده ام
و پنجره های خالی
و فنجان قهوه ای
که از حرفهای نگفته
پشیمان است...

#گروس_عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

جهنمی بدتر از آن نیستکه مدامبه یاد بیاوریبوسه ای راکه اتفاق ...

تو اگر بسته‌ای بار سفرو اگرنیستی دیگرپس چرا از همه جامن صدای...

وقتی که می رفتینگاهت هِی تکانم داد ...سنگین ترین لحظه برای م...

چشمهایش "قهوه‌ای" بود و به حق فهمیده‌ام"قهوه" از سیگار و قلی...

بوی قهوه این باراشیا را آشفته کردهفنجان نشسته ی صبحمشاجره ی ...

حالا فهمیدم وایب قهوه ای هم قشنگه

نصف قهوه ات را که خوردی بیا فنجان هایمان را عوض کنیم؛در کافه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط