به نگاهی که مرا عاشق خود کرده قسم،
به نگاهی که مرا عاشق خود کرده قسم،
باید امشب به غزلهای نگاهت برسم،
کاش آن لحظه که در حسرت باران بودم،
ابری از کوه تو می آمد می شد نفسم،
ای که ازکوچه ی معشوقه ی ما میگذری،
چه کسی گفت که من اهل هوا و هوسم،
مثل این قافله ی عمر به سر آمده کاش،
با خبر میشدی از ناله ی بانگ جرسم،
تا که آزادیم آوازه ی این شهر شود،
کاشکی گوشهای از قلب تو می شد قفسم،
می دوم سربه بیابان بگذارم بی تو،
به نگاهی که مرا عاشق خود کرده قسم،
باید امشب به غزلهای نگاهت برسم،
کاش آن لحظه که در حسرت باران بودم،
ابری از کوه تو می آمد می شد نفسم،
ای که ازکوچه ی معشوقه ی ما میگذری،
چه کسی گفت که من اهل هوا و هوسم،
مثل این قافله ی عمر به سر آمده کاش،
با خبر میشدی از ناله ی بانگ جرسم،
تا که آزادیم آوازه ی این شهر شود،
کاشکی گوشهای از قلب تو می شد قفسم،
می دوم سربه بیابان بگذارم بی تو،
به نگاهی که مرا عاشق خود کرده قسم،
- ۱.۳k
- ۲۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط