پارت
پارت ۳
ویو کیلوا
.....با من کاری داشتید؟...
من: آره بیا اینجا
ا/ت: بله ارباب
من: خوابم نمیبره و بدنم هم خیلی درد میکنه
ا/ت: میخواست ماساژتون بدم؟
من: ایده خوبیه...انجامش بده
ا/ت: بله ارباب
لباسم رو در آوردم و روی تخت دراز کشیدم و منتظر شدم کارش رو شروع کنه...همین که دست های گرمش رو روی کمرم حس کردم نا خودآگاه بدنم شل شد و وقتی شروع کرد به حرکت دادن و فشار دادن کم کم آروم تر شدم. همه چیز آروم بود که به یه قسمت خیلی درد ناک رسید و با فشار دادن اون قسمت آهی کشدم آهی از لذت که واقعا باعث میشد خجالت بکشم و صورتم یکم گرم و قرمز شد. ا/ت به ماساژ دادن ادامه داد و منم نزدیک بود بخوابم که
ا/ت: این به بهتر شدن شما کمک میکنه؟
من: تقریبا
_________🔞🔞🔞🔞🔞🔞________
چرا یهو حرف بابام اومد تو ذهنم
من: میگم ا/ت.... پدرم می گفتن که که وقتی مریض بشم و یکی منو اینجوری ماساژ بده و بعد بدنم رو مثل سینه ها کمرم رو ماساژ بده و ببوسه حس خیلی خوبی بهم دست میده.....تو میتونی اون کارو بکنی
یه نگاه بهش انداختم و دیدم قرمز شده
من: هوی جواب منو بده میتونی یا نه؟
ا/ت: اگه شما دستور میدین پس منم اطاعت میکنم ارباب
بعد از چند ثانیه لب هاش رو روی کمرم حس کردم که از گردن تا ستون فقراتم کشیده میشد
من: پس این حسیه که بابا می گفت...مممممم...خوبه
ویو ا/ت
واقعا اینو دوست داره؟ خب خوبه چون تو حالت معمول هیچ وقت کارایی که من براش میکنمو دوست نداره
حالا ایشون از سمت کمر خوابیدن تا من به سینه هاش و شکمش دست بزنم. واییییی خیلی جذابه. ولی چجوری انجام بدم؟ نمیشه که بشینم روش میشه؟
کیلوا: بشین روم
پشمامممم!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
نشستم روش و شروع کردم به بوسیدن گردنش
کیلوا: از دهنت درست استفاده کن
منم مک زدم
_______________________
جون من گذارش نکنید
ویو کیلوا
.....با من کاری داشتید؟...
من: آره بیا اینجا
ا/ت: بله ارباب
من: خوابم نمیبره و بدنم هم خیلی درد میکنه
ا/ت: میخواست ماساژتون بدم؟
من: ایده خوبیه...انجامش بده
ا/ت: بله ارباب
لباسم رو در آوردم و روی تخت دراز کشیدم و منتظر شدم کارش رو شروع کنه...همین که دست های گرمش رو روی کمرم حس کردم نا خودآگاه بدنم شل شد و وقتی شروع کرد به حرکت دادن و فشار دادن کم کم آروم تر شدم. همه چیز آروم بود که به یه قسمت خیلی درد ناک رسید و با فشار دادن اون قسمت آهی کشدم آهی از لذت که واقعا باعث میشد خجالت بکشم و صورتم یکم گرم و قرمز شد. ا/ت به ماساژ دادن ادامه داد و منم نزدیک بود بخوابم که
ا/ت: این به بهتر شدن شما کمک میکنه؟
من: تقریبا
_________🔞🔞🔞🔞🔞🔞________
چرا یهو حرف بابام اومد تو ذهنم
من: میگم ا/ت.... پدرم می گفتن که که وقتی مریض بشم و یکی منو اینجوری ماساژ بده و بعد بدنم رو مثل سینه ها کمرم رو ماساژ بده و ببوسه حس خیلی خوبی بهم دست میده.....تو میتونی اون کارو بکنی
یه نگاه بهش انداختم و دیدم قرمز شده
من: هوی جواب منو بده میتونی یا نه؟
ا/ت: اگه شما دستور میدین پس منم اطاعت میکنم ارباب
بعد از چند ثانیه لب هاش رو روی کمرم حس کردم که از گردن تا ستون فقراتم کشیده میشد
من: پس این حسیه که بابا می گفت...مممممم...خوبه
ویو ا/ت
واقعا اینو دوست داره؟ خب خوبه چون تو حالت معمول هیچ وقت کارایی که من براش میکنمو دوست نداره
حالا ایشون از سمت کمر خوابیدن تا من به سینه هاش و شکمش دست بزنم. واییییی خیلی جذابه. ولی چجوری انجام بدم؟ نمیشه که بشینم روش میشه؟
کیلوا: بشین روم
پشمامممم!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
نشستم روش و شروع کردم به بوسیدن گردنش
کیلوا: از دهنت درست استفاده کن
منم مک زدم
_______________________
جون من گذارش نکنید
- ۶۶۰
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط