{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید این آخرین بار است

شاید این آخرین بار است
که برایت می‌نویسم
از پاییز زود رس
از گم شدن صدای پای تو
شاید این آخرین بار است
که برایت می‌نویسم
از خیالت
از گذر های شبانه
تنهایی های بی امان
از حسرت یک آغوش
شاید این آخرین بار است
که برایت می‌نویسم
همه فصل ها
بدون تو سرد است
شاید این آخرین بار است
که برایت می‌نویسم
دلبر
خانم جان
هنوز منتظر جوابت ساعت ها می‌نشینم
تنم
روحم
گدایی صدای تو را میکند
«دیوانه تو »
دیدگاه ها (۲)

*بیکران پیداست*

در ذهن من افتاده کسی در دام .... .

نمی‌دانمما از هم دور بودیمیا زمانه از مافاصله‌ی من از تودورت...

از تو باید بنویسم که تو تعبیر منی ... .

✍️ *«اگرچه رفتی اما من به پيروزی یقین دارم!»*#روز_دهم؛ اندوه...

من چه میدانستم عاشقی چیست ؟من از درد فراق چه میدانستم؟ من کو...

part:25name:عشق وجدایی ویو بورا صبح از خواب بیدار شدم رفتم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط