در من زنی ست بلاتکلیف
در من زنی ست بلاتکلیف...
که نمیداند باید گرم باشد یا سرد؟!
باید دوست داشتنی باشد یا دوست نداشتنی...؟!
باید مهربان باشد یا خشمگین؟!
دلگیر باشد یا دلتنگ؟!
اشک بریزد یا بخندد؟!
کودکی کند یا بزرگ بماند؟
زنی که زخمی ست؛ تاریک است...
اما همچنان نقابِ بی تفاوتی میزند!
میخندد که بی صدا فریاد کند...
تنها میخواهد دیگر زخمی نشود...
و خودش را با تمامِ وجود حفظ کند!
که نمیداند باید گرم باشد یا سرد؟!
باید دوست داشتنی باشد یا دوست نداشتنی...؟!
باید مهربان باشد یا خشمگین؟!
دلگیر باشد یا دلتنگ؟!
اشک بریزد یا بخندد؟!
کودکی کند یا بزرگ بماند؟
زنی که زخمی ست؛ تاریک است...
اما همچنان نقابِ بی تفاوتی میزند!
میخندد که بی صدا فریاد کند...
تنها میخواهد دیگر زخمی نشود...
و خودش را با تمامِ وجود حفظ کند!
- ۳.۳k
- ۱۸ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط