{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست

جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست
این چشم جهان بین مرا در همه عالم
جز بر سر کوی تو تماشای دگر نیست
وین جان من سوخته را جز سر زلفت
اندر همه گیتی سر سودای دگر نیست
یک لحظه غمت از دل من می‌نشود دور
گویی که غمت را جز ازین رای دگر نیست
یک بوسه ربودم ز لبت، دل دگری خواست
فرمود فراق تو که: فرمای، دگر نیست
هستند تو را جمله جهان واله و شیدا
لیکن چو منت واله و شیدای دگر نیست
دیدگاه ها (۱)

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

من عاشق سکوتم و کم حرف می زنمهر وقت دل شکسته ترم حرف می زنما...

سکوت می کنم...می گذارم انسان ها تا انتهای قضاوت اشتباهشان,نس...

امشب از بوی اقاقی سر خوشموز شراب چشم ساقی سرخوشممن خراب چشم ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

حج : مطلب ۲ از ۵

همه جا با همه کس ، یار نمی‌باید بودیارِ اغیارِ دل‌آزار، نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط