{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس هاي تو را قاب مي گيرم,

نفس هاي تو را قاب مي گيرم,
و اشكهايم را مهمان دره هاي فراموش شده ي عشق مي كنم...
در صميميت كبوتر ها غوطه ور مي شوم و با باران,
كوچه ي همنوا را به روي برگ گل شمعداني تصويري از تو مي نشانم...
و با صداقت روي تمام واژه هاي زيباي عشق هك ميكنم,
و به اميد نظاره ي تو روي ساحل دريا به انتظار مي نشينم...
و به پاس آمدنت تمام سطح جاده را با ياس هاي سپيد می پوشانم,
و ظاهر آن را لبريز از عشق میکنم...
و من باز بي نوبت عاشق مي شوم و با كوله باري از عشق متتظر تو......
دیدگاه ها (۶)

صدف های زیبای دریائیت را, هنوز هم در آکواریوم خونین قلب خوی...

غربت را نبايد در الفباي شهر غريب جستجو كرد, همين كه عزيزت ن...

میخواستم زبان بچرخانم واز تو سخن بگویم ولی, زبانم را در تسخی...

جاده ی منتظر زانوانم شکسته است و پاهايم فلج خسته و مجروح و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط