{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی کوچک بودم

وقتی کوچک بودم
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند
و ترس برم میداشت.
بزرگتر که شدم دیدم بعضی
آدما چقدر کوچکند و بیشتر ترسیدم

آلفرد هیچکاک
دیدگاه ها (۱)

خودت را بهتر کناین تمام کاری است که میتوانیبرای بهتر کردن جه...

شما دشمنانی دارید؟بسیار خوب!این نشان می دهدروزی، جایی در زند...

غم، خودش ما را پیدا می‌کند،ما باید به دنبال شادی‌ها بگردیم…

‏سیاستمداران اگر با هم توافق کنند دارائی مان را می‌دزدند و ا...

وقتی کوچک بودمفکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم می‌دا...

لبِ پنجره نشسته بودم و به خیابون خیره شده بودم؛ آدم‌ها میرفت...

داستان عشق اول و آخرنویسنده: آت ۱۹ سالشه و جونگ کوک ۲۵ سالشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط