{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

first love

part six⁶:)
"تحت تاثیر قرار گرفتی؟ بیخیال پسر ما هرروز با هزارتا طرفدار اینشکلی سروکار داریم ،اره اگرچه تا الان اینجوری مرموزانه کسی اینکارو نکرده بود ولی خب بوده دیگه بلاخره! خوده من یکی از آرمی های ۱۶ سالم وقتی میخواستم برم سربازی و اون استوری فان از مو های توی سینک رو گذاشتم با گریه کچل کرده بود، دختره خنگ!"
"اره حق با توعه من.. شاید بخاطر خستگی انقدر عجیب غریب شدم.."
"هعی.. فراموشش کن میخوای امشب برنامه بچینم با جیمین بریم کلاب؟یکم حال و هوات عوض میشه و فراموشش میکنی. خستگیت هم در میره"
"تصمیم داشتم لایو بگیرم"
"خب بعدش بگیر"
"مست؟ کمپانی دیوونه میشه!"
"بمیرم برات تا الان هم چقدر توی لایو هات به حرف کمپانی گوش دادی. ساعت ۹ جلو در خونتیم خدافظظظظظ."
حتی نزاشت به جواب هم فکر کنم در صدم ثانیه صدای بوق قطع تماس رو شنیدم.
"عوضی"
ظرف شستنم تموم شده بود انقدر غرق حرف زدن با تهیونگ بودم که نفهمیدم چطور شستم، بیخیال دستام رو خشک کردم و رفتم سمت سالن پذیرایی و نشستم روی مبل و تلویزیون رو روشن کردم.


فقط زل زدم به تلویزیون ولی هی تتو اون دختر و صورت میاد جلوی چشمم.. لعنت بهت دختر! چرا مثل پسر های دبیرستانی رفتار میکنم ،مرد خیر سرت ۲۸ سالته!


آهیون:
صبح ساعت ۶ بیدار شدم و خیلی سریع مسواک زدم و موهام رو با کلیپس خیلی شلخته بستم ، به صورتم ضد آفتاب زدم ،کانسیلر زدم که تیرگی کم خوابیم رو بپوشونه، یکم رژ گونه زدم که بیحال نباشم، ابرو هام رو لیف کردم که مرتب به نظر بیام اگرچه با این موهام عمرا، یکمم ریمل زدم که چشمام رو باز تر نشون بده و در اخر هم کار رو با لیپ گلاس جمع کردم. دوییدم سمت بالا و تختم و یه شورتک لی پوشیدم، برای بالا تنه هم یه تیشرت سفید پوشیدم ولی جلوش رو دادم داخل شورتکم تا معلوم باشه زیرش چیزی پوشیدم و لخت نیستم، یه کت لی هم رنگ شورتکم هم پوشیدم با کفش های کانورس ام و رفتم پایین.
کوله پشتیم رو باز کردم و توش جعبه میوه و شیرکاکائو و کیک گذاشتم و کتاب های زیست و شیمی ام رو، امروز کلا دوتا کلاس دارم که کلاس زیستم آزمون عه. توش جامدادی کوچیکم هم گذاشتم و زیپش رو بستم و قبل از خروج از عطر moon paris زدم که رایحه توت فرنگی داره.
دوییدم از ساختمون کوچیکم بیرون و به سمت ایستگاه اتوبوس رفتم .

سرم رو از پنجره برداشتم! اتوبوس خیلی شلوغه،به گوشیم نگاه کردم ساعت ۶:۳۷ دقیقس! باید ۷ دانشگاه باشم سر کلاس زیست.
زیپ کوله ام رو باز کردم و شروع کردم به خوردن کیک و شیرکاکائو، کیکم زودتر تموم شد.
اتوبوس جلوی دانشگاه ایستاد و من سریع پیاده شدم و شیرکاکائو به دست درحال نوشیدن وارد دانشگاه شدم و رفتم طبقه سوم به کلاس زیست.
وقتی رسیدم توی کلاس ساعت رو دیدم که هنوز ۵ دقیقه به ۷ مونده بود با خیال راحت قوطی شیرکاکائو رو توی سطل انداختم و نشستم روی صندلی و سعی کردم ذهنم رو قبل آزمون خالی کنم.
#bts#jungkook#بی‌تی‌اس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
دیدگاه ها (۰)

first love

first love

پارت ۱🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو ا/تسلام من ا/ت من ۱۹ سالمه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط