{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا با اندوهم رها نکن،

مرا با اندوهم رها نکن،
زندانی‌ام کن
با دستی که آفتاب می‌ریزد.
دیدگاه ها (۱)

‌‏به شوق یافتنت ای کلیدِ دربدریکدام کوچه‌ی بن بست را نپیمودم...

‌از این زیبا تر نشو که چشمانم دیگر جا ندارد

‌میخواهَمَت و میخواهَمَت ،تکرارِ در تکرارجان را به تو داده ا...

ز طلب گوهر گویای عشقموج زند موج چو دریا دلم...

آنچنان در سرمای دی یخ کردم که آفتاب تیر مرا از آنجا رها نمی‌...

قدیمی

جانان مرا بگویید بیا مراراهی کنز این شهر تو مرازاری کندر این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط