{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت کار خودش را کرد این در فاطمه

عاقبت کار خودش را کرد این در فاطمه
عاقبت دیدی که محسن گشت پرپر فاطمه

تو امانت پیش من بودی و حالا همسرت
می کِشد هر دم خجالت از پیمبر فاطمه

زخم های پیکرت دارد علی را می کُشد
لاله می کاری ز خون در بین بستر فاطمه

اشک طفلان را در آوردی مکش اینگونه آه
جان من گریه مکن خاتون محشر فاطمه

لب گشا حرفی بزن تا من نیفتادم ز پا
“یا علی” بر گو بگیرم جان دیگر فاطمه

قصد رفتن کرده ای بانو مگر که اینچنین ؟
خانه داری میکنی این روز آخر فاطمه

چند روزی میشود گلهای تو پژمرده اند
زینب از داغت ببین گشته چه لاغر فاطمه

من که عمری خم به ابرویم نیاوردم ببین
داغ تو کرده چه ها با مرد خیبر فاطمه

آفتاب خانه من بر لب بامی چرا؟
میزنی سو سو ز چه ای نور داور فاطمه

میروی، باشد برو! اما بدان که بعد از این
میشود این خانه دیگر قبر حیدر فاطمه

التماس دعا
دیدگاه ها (۳)

السلام علیک یا صاحب الزماندرد هایم غالبا پیش تو درمان می شود...

ای انتظار جاری ده قرن تا هنوز بی تو غروب می شود این روزها ه...

به رسم ادب و ارادت هرروز صبح سلام میدهیم به ارباب بی کفن:الس...

سلام علیکم بما صبرتمصبح بخیر دوستان سحرخیزمروزتان پر از امید...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#آقای‌عشق که تو باشی،بلند ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ¹⁷بوی قهوه تازه، فضای کوچک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط