{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان

MyGirl
part. 1
ویو ات
اَه بازم یه روز کسل کننده دیگه .
بیدار شدم و کارای روتینمو انجام دادم ساعت ۷ بود و باید ساعت ۸ شرکت میبودم لباسم رو پوشیدمو عطری که دیروز خریدمو زدم (لباس ات اسلاید دوم ) سوییچ ماشینم رو برداشتمو به سمت در رفتم تو ماشین نشسته بودم که گشنم شد شروع به حرکت کردم و رسیدم به یه مغازه یه تیتاب کاکائویی گرفتم و همینطور یه شیر کاکائو اونارو خوردم و حرکت کردم به سمت شرکت .
(۱۰ مین بعد )
رسیدم به شرکت از ماشین اومدم بیرون همه سلام کردم منم یه لبخند زدم و سر تکون دادم رفتم تو اسانسور و کلید طبقه ۷ رو فشار دادم
(شرکت 7 طبقس)
بعد ۳ مین رسیدم رفتم تو اتاقم و نشستم و گفتم برام یه قهوه بیارن و اسناد و مدارک رو میزمو نگاه کردم و میخوندمشون
که صدای گوشیم بلند شد
(علامت ات + علامت باباش °)
+الو
° سلام دختر بابا
+ سلام بابا جونم
°دخترم شب بیا به این آدرسی که میفرستم
+باشه بابا
°پس بیا من و مامانت منتظریم
+باشه بابا کاری نداری ؟؟
°نه دخترم خدافظ
+بای بای
ویو راوی (عررررررمطاذطنرط)
+هعیییییی خداااااااا کمرم درد میکنهههه پس فکر نکنم شب بتونم برم پیش لیناا
(لینا دوست صمیمی اته )
چند ساعت بعد (ساعت ۳ به وقت کره )

تق تق تق
+بیا تو
&یااااااااا پارک ات مگه نباید میو مدی دنبالممممم شیبالللللللل
+به به لینا جونممم چطوری بیا تو بیا دیگه نگا همه دارن نگا میکنن
&باشه (با عصبانیت)
+بیا بیا
&بیا امشب بریم بار
+متاسفم ولی بابام گفت باید برم پیشش
&خوب بعد از اون
+ حالا ببینم چی میشه
&باشه
+ خوب بیا بریم بیرون هوا بخوریم
& اوکی
ویو ات
سوار ماشین شدیم و داشتیم میرفتیم رسیدیم به یه پاساژ
از ماشین پیاده شدیم و داشتیم باهم حرف میزدیم و به سمت پاساژ حرکت میکردیم که یهو بدنم به یه چیز محکم خورد گرم ولی سفت و محکم بود میخواستم بگم هیی حواست کجاست که اون گفت
_
مایل به پارت ۲ ؟
شرایط
2لایک
۲بازنشر
دیدگاه ها (۰)

بانو فالو شه @wiwish.a

پارت معرفی اسم فیک : MyGirlژانر : کمدی . درام . مافیایی . ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط