{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MyGirl

MyGirl
Part 2
_ هییی حواستو جمع کن . (با داد و عصبانیت )
+اینو من باید بهت بگم سرتو تو گوشی کردی معلوم نیست کجا میری
_ تویی که سرتو تو گوشی نکردی چرا اینقدر حواس پرتی
+ من حواس پرت نیستم (با داد و عربده )
_. (گوشیش زنگ میخوره ) برای ات چشم غره میره
ات هم میخواست بهش فحش بده لینا جلوی دهنشو میگیره
+ پسره ی عوضی قک کرده کیه که زر مفت میزنه یاااااا شیبالللل
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
ویو جونگ کوک
(دقت کنبد الان مکالمه جونگ کوک و مامانش پشت گوشیه علامت مامان جونگ کوک ~)
~سلام پسرم چطوری قربونت برم من
_سلام ، باید بگم ؟ (سرد)
~ نه عزیز مامان ، راستی پسرم شب زا خانواده پارک قرار داریم بیا
_باشه ، آدرسو بفرست
~باش پسر مامان حسابی خوشتیپ کُ.... (گوشی قط شد ، بعدا بهتون میگم چرا جونگ کوک با مامانش سرده )
_اَه خیلی برای این قرار ملاقات صبر کردم باید سریع اماده شم ساعت چهاره
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
ویو راوی
ات و لینا ساعت ها پیش هم بودن و خوش گذروندن ات دید ساعت هفته گفت وایییییییییییی لینا باید ساعت ۸ اونجا باشم لینا که دهنش پر بود گفت
&اوهههه با.(در حال غذا قلیدن ) باشهههههه بدو بدووو
با عجله از پاساژی که توش بودن اومدن بیرون ات لینا رو رسوند و خودش رفت خونه
یه لباس پوشید(لباسش اسلاید دوم )و عطر مورد علاقشو زد
و رفت که بره سمت آدرسی که بابا جونش فرستاده .
رفت سوار ماشین شد و حرکت کرد
(۳۰مین بعد )
ویو ات
آی چقد خسته شدم هعی خداا
واو چه رستوران باکلاسی یادمه اخرین بار با جو وون اومدم اینجا (دوست پسر قبلی ات ، خیلیییی بی ش.رف بودد )
ولش کن اصلا
ویو راوی
ات رفت تو پدرش رو دید و رفت سمت میزشون اون مامانشو باباشو شناخت یکم دقت کرد و فهمید که اون اقای جئون و خانوم جئونه یه پسر دیگه هم اونگا بود ات یکم بیشتر خیره شد بادش اومد اون مرد .......
مایل به پارت بعد ؟
شرایط
۲لایک
دیدگاه ها (۲)

رمان

بانو فالو شه @wiwish.a

انتقام سخت Part: 4ات: لطفاجونگ کوک: به نفعت هس همکاری کنی وی...

کودک پدر پارت 3ویو راوی: ماه ها گذشت نیلسو دیگه راه میرفت حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط