{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم

تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم


هیچکس مرا به یاد نمی آورد


این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی


و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم
دیدگاه ها (۱)

تو را در باد گم کردم و به انتظار نشستمو نمی دانستم مسافران ب...

از زندگی نا امید نیستم... چون آن خدای که بخاطر لبخنددادن به ...

بودن با بعضیا لیاقت نمی خواد، اعصاب می خواد !

بی انکه بدانی حرفی زده ایبی آنکه بدانی زنده بوده ایبی آنکه ب...

ذهنی که آرام است

🤍 #طُ را که دوست دارم، دنیا کمی آهسته‌تر می‌چرخد... چای، خو...

تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:من آن قدر آدم بزرگواری نب...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

‏ A Beautiful Mind | 2001 بعضى جنگ ها بيرون از آدم نيستند؛در...

تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:من آن قدر آدم بزرگواری نب...

رها💔 ویک روز من خفته در تابوت سردو تاریک بر دوش کسانی که شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط