{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:

تو بخشی از کتاب سقوط آلبرکامو میگه:

من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران
را ببخشم؛ اما با گذشت زمان آنها را فراموش میکردم

برای همین کسی که فکر میکرد از او متنفرم وقتی میدید
با لبخند به او سلام میکنم تعجب میکرد.
بعضی ها این رفتار را نشانه بزرگواری من میدانستند و بعضی ها
فکر میکردند شخصیت ضعیفی دارم اما حقیقت خیلی ساده تر بود؛
من حتی اسم آن آدم را هم یادم رفته بود❤️‍🩹..
دیدگاه ها (۲)

.دربٍ ما يعز ممشاك … أقصر خطاك عنه♥️.

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

⁨⁨گاهی بعضی‌ها فکر می‌کنند با یک جمله می‌شود تاریخ چند هزار ...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : ℬ𝘦𝘵𝘸𝘦𝘦𝘯 𝒞𝘳𝘰𝘸𝘯 𝒜𝘯𝘥 ℋ𝘦𝘢𝘳𝘵𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟏دختر با لبخند مص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط