{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در عشق همانند پیرمرد ےام

من در عشق همانند پیرمرد ےام
دچار آلزایمر
عشق من
دستم را که رها کنے
حواست که از من پرت شود
گم مےشوم
محو مےشوم
و بعد از آن
تو
هیچ‌جا و
هیچ‌جا  و
هیچ‌جا
از من اثرے نخواهے یافت..
دیدگاه ها (۵)

چه مو خرمای من ! قدت بلند استچه طعم خنده هایت قند قند است دو...

بعید بودی !و من بیخودی استمراری بودنت رامنت کشیدم ...

لب هاتبمبارانِ شیمیایی بودو سال ها بعدعلائمشدر من پیدا شد...

من خجالت میکشماو هم خجالت میکشدحسرت یک بوسه آخر ما دو تا را ...

ملامتم میکنی میدانم ولی انکه درد عشق و جنونش را تجربه کرده م...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

☆مدرسه جادویی☆ ~پارت ۱۰~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط