{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذوق شعرم را کجا بردی، که بعد از رفتنت

ذوق شعرم را کجا بردی، که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد!
دیدگاه ها (۱)

چشم‌هایتسحرگاه را به پرندگانِ صبحابرهای باران‌زده را به رنگی...

میﺧﻮﺍﻫﻢﭼﻮﻥ ﺑﺮگیﺍﺯ ﺁب‌رﺍﻩهایت ﮔﺬﺭ ﻛﻨﻢ.ﺑﺎ ﮔﻴﺴﻮﺍﻥ ﺳﺒﺰﺕﺁﺭﺍﻡﻣﻴﺎﻥ ...

از چشم‌هایش شروع شده بود و به دست‌هایم سرایت کرده بود،(دوست ...

آفتاب را دوخته‌ای به لب‌هایت !آدم دوست داردهر روز خورشیدش از...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:60-خودتو نگران من نکن، دفتر ب...

ای خنده ات از هر چه چشمه بی ریاترگیسوی تو از بید مجنون هم ره...

تقدیم زندگیم:🌸🧿🫀در سخن های من نموداریآئینه دار روزگار توامآف...

آن پیچکهای یاغی

ᴘᴀʀᴛ ۱۴ | اولین هدیهفردای اون روز...جونگ‌کوک دوباره به پرورش...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

تقدیم به بهترینم🫀🫂دل دیگر طاقتِ یاری ندارد عشق من چون دلِ بی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

حالی به باغ نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط