در انحنای به هم تنیده لبان تو
در انحنای به هم تنیده لبان تو
جز در میان هرم بازوان تو
هیچ جای دگر
آرامشی چنین نیافته ام
موج نگاه تو
تا می رسد به نگاه ساحلی من
دور از حصار تن
غرق تو می شوم
اینک غریق تو
گم گشته در تمامی امواج بودنت
پیوسته تو را فریاد می کند
مباد که دریغ کنی
تمنای این غریق را و بگذری...
جز در میان هرم بازوان تو
هیچ جای دگر
آرامشی چنین نیافته ام
موج نگاه تو
تا می رسد به نگاه ساحلی من
دور از حصار تن
غرق تو می شوم
اینک غریق تو
گم گشته در تمامی امواج بودنت
پیوسته تو را فریاد می کند
مباد که دریغ کنی
تمنای این غریق را و بگذری...
- ۳۰۶
- ۲۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط