#انیگمایجذابمن
#انیگمایجذابمن
پارت ۱۶
که دوتا سرباز به اون ها شلیک میکنن که باعث میشه عقب برن و همه از اونجا خارج شدن
+ خب در خونه هاتون قفله
همه: آره
+ چیزی بر نمیداریم و شما سوار ونی که جلوی در هست میشید و ما هم با ماشین من و یونگی میریم
÷ من سهتا دخترا رو میارم و توهم تهیونگ و جیمین و بیار
+ باشه خب تازمانیکه ساکت باشید اتفاقی نمیوفته و اینکه سرگرد کیم باید با سرعت بالا رانندگی کنید تا این هیولاها بهتون نرسن و درا رو قفل کنید
سک: قربان خودتون چی
+ شما ها برین ماشین من و دستیار مین اینجا نیست دره پشتی اونجا ماشینای ما هست شماها برین ماهم میایم
سک: چشم
همه پشت سر سرگرد کیم حرکت کردن و کوکوی و یونمین و دخترا به سمت دره پشتی رفتن و در رو باز کردن
' آبا جونگکوک تو با ما نمیای ( اروم )
+ نه عسلم شما برین ماهم میایم فقط عمو یونگی رو اذیت نکنید
' چشم
^ ابا تونتوت میشه من بیام پیش اوما
+ نه قشنگم تو پیش عمه و عمو و اونی بمون رفتیم بیرون میای پیش اوما
^ باس
+ من قربون دخترام بشم
'^ خدا نکنه
تهیونگ و جیمین هم سوار ماشین شدن و منتظر جونگکوک بودن که اونم شد و ماشین رو روشن کرد و اول درا رو قفل کرد و حرکت کردن و از کوچه ها رد شدن و به سمت در حرکت کردن و پشت سرش ماشین یونگی بود. میا ترسیده بود و توی بغل اما گریه میکرد و به حرف هیچ کس گوش نمیداد
' یودونسگ اروم باش الان میری پیش آبا جونگکوک و اوما تهیونگ
^ اونی اون دوتا از فترم نمیله میخوام بلم پیش آبا تونتوت
' باشه الان میریم پیشش وایسا بفرما شیرموز بخور
^ مسی اونی
میا شیرموزشو خورد و سرشو میزاره روی شونه ی اما
' خوابت میاد
^ آله من لالا لفتیم پیش آبا و اوما منو بیدال تون باسه
' باشه
میا میخوابه و بعد حدودا ۵ دقیقه به در میرسن و میرن بیرون . اما میا رو بیدار میکنه و میا میره بغل جونگکوک
^ آباتونتوت من میتلسم
+ از چی من پیشتم دخترم
^ من لالا بتنم
+ باشه لالا کن
جونگکوک میره پیش نامجون
+ سلام نام
" سلام کوک حالتون خوبه
+ آره
" ای خدا چه ناز خوابیده
٪ دوست داری یه نینی کوچولو هم ما داشته باشیم
" دوست دارم ولی اگه شما بزارین
+ باشه دعوا نکنین
پارت ۱۶
که دوتا سرباز به اون ها شلیک میکنن که باعث میشه عقب برن و همه از اونجا خارج شدن
+ خب در خونه هاتون قفله
همه: آره
+ چیزی بر نمیداریم و شما سوار ونی که جلوی در هست میشید و ما هم با ماشین من و یونگی میریم
÷ من سهتا دخترا رو میارم و توهم تهیونگ و جیمین و بیار
+ باشه خب تازمانیکه ساکت باشید اتفاقی نمیوفته و اینکه سرگرد کیم باید با سرعت بالا رانندگی کنید تا این هیولاها بهتون نرسن و درا رو قفل کنید
سک: قربان خودتون چی
+ شما ها برین ماشین من و دستیار مین اینجا نیست دره پشتی اونجا ماشینای ما هست شماها برین ماهم میایم
سک: چشم
همه پشت سر سرگرد کیم حرکت کردن و کوکوی و یونمین و دخترا به سمت دره پشتی رفتن و در رو باز کردن
' آبا جونگکوک تو با ما نمیای ( اروم )
+ نه عسلم شما برین ماهم میایم فقط عمو یونگی رو اذیت نکنید
' چشم
^ ابا تونتوت میشه من بیام پیش اوما
+ نه قشنگم تو پیش عمه و عمو و اونی بمون رفتیم بیرون میای پیش اوما
^ باس
+ من قربون دخترام بشم
'^ خدا نکنه
تهیونگ و جیمین هم سوار ماشین شدن و منتظر جونگکوک بودن که اونم شد و ماشین رو روشن کرد و اول درا رو قفل کرد و حرکت کردن و از کوچه ها رد شدن و به سمت در حرکت کردن و پشت سرش ماشین یونگی بود. میا ترسیده بود و توی بغل اما گریه میکرد و به حرف هیچ کس گوش نمیداد
' یودونسگ اروم باش الان میری پیش آبا جونگکوک و اوما تهیونگ
^ اونی اون دوتا از فترم نمیله میخوام بلم پیش آبا تونتوت
' باشه الان میریم پیشش وایسا بفرما شیرموز بخور
^ مسی اونی
میا شیرموزشو خورد و سرشو میزاره روی شونه ی اما
' خوابت میاد
^ آله من لالا لفتیم پیش آبا و اوما منو بیدال تون باسه
' باشه
میا میخوابه و بعد حدودا ۵ دقیقه به در میرسن و میرن بیرون . اما میا رو بیدار میکنه و میا میره بغل جونگکوک
^ آباتونتوت من میتلسم
+ از چی من پیشتم دخترم
^ من لالا بتنم
+ باشه لالا کن
جونگکوک میره پیش نامجون
+ سلام نام
" سلام کوک حالتون خوبه
+ آره
" ای خدا چه ناز خوابیده
٪ دوست داری یه نینی کوچولو هم ما داشته باشیم
" دوست دارم ولی اگه شما بزارین
+ باشه دعوا نکنین
- ۱.۵k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط