{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب در آغوش خیال تو سراپا شورم

شب در آغوش خیال تو سراپا شورم
حیف امّا که از آن چشمه‌ی روشن دورم

کاش شب‌های من از حجم تو لبریز شوند
آنقدر مست که عطر تو شود انگورم

دل و دستم نرود تا بنویسم از تو
می‌رود تا به فلک همهمه‌ی سنتورم

چند در حسرت ماه تو به تاریکی‌ها
سرد باشم که بتابی تو شبی بر گورم

زخم اگر زخمه‌ی انگشت مسیحایی توست
کاش از هم بدرد زخم تن ناسورم

"دست در حلقه‌ی آن زلف دوتا نتوان زد"
چیز نابی است که از گفتن آن معذورم

مست با عطر غزل بر تن من می‌تازی
رو نگردانم و این قافیه را مجبورم!
دیدگاه ها (۱)

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

یک سال با اژدها

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

عاشقانه های شبنم

خیره شدم، خیره به آن روی توزخمی ام از خنجر ابروی تو مست شده ...

خیره شدم، خیره به آن روی توزخمی ام از خنجر ابروی تو مست شده ...

چشم هایم را ببند تو لبالب از ترانه ایو من ...تشنه ی شنیدنچشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط