{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بابا می شدی در بازی و من,

تو بابا می شدی در بازی و من,
_خانم خانه
چه بابایی
چه مامانی
چه فرزندان خوبی,
_ناز,دردانه,
تو رفتی!
بازی ما بی پدر شد,
بچه ها رفتند.
تمام شادمانیها و رقص ها و خنده ها رفتند.
تو رفتی,
مانده برجا خانه ی سردی,
و حالا کاش برگردی.


شاعر: مصطفی رحماندوست
نام شعر: برگرد
دیدگاه ها (۲)

وقتی لب تو خنده زد

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

#بوسه_مرگ Last Partچند سال بعد...صدای خنده‌ی یه دخترکوچولو ت...

‌رد شدی از من، شدم هر ثانیه بیمار ترروزگارم تیره تر شد، چشم ...

رد شدی از من،  شدم هر ثانيه بيمار تر..روزگارم تيره تر شد، چش...

رد شدی از من،  شدم هر ثانيه بيمار تر..روزگارم تيره تر شد، چش...

😢 همه شهر به چاه افتادند 😢 مددی یوسف زهرای همه

کاش از شعرم بخوانی، در دلم غوغاست بی توکاش برگردی عزیزم! عاش...

کاش از شعرم بخوانی، در دلم غوغاست بی توکاش برگردی عزیزم! عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط