{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین سرودم

آخرین سرودم
برای چشمان توست

سربی تر از میله های زیرگذر
و برای لبخندت

سرمست و رها
آخرین سرودم

سرود زنی است
با شانه های سنگین

در آستانه رفتن

#آرزو_نوری
دیدگاه ها (۱۰)

گاه نمی آییگاه می آییشدم خیابانی دو طرفهکه گاه و بی گاه رد م...

این غزل آنقدر تلخ شده که با یک من عسل هم نمیشود قورتش داد......

کوهم که فرار کردم از جای خودمکفشم که نمیروم به پاهای خودملفظ...

اگر روزی بمیرمتمام کتاب هایی که دوس دارمبا خودم خواهم بردقبر...

در آستانه ی رفتن، جایی میانه مرز هستی و نیستی،نه برای طولانی...

درست در همان لحظه‌ای که تمامِ جهان بر شانه‌هایت آوار می‌شود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط