{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

 گویی از درخت بلوط

 گویی از درخت بلوط
افتاده ام
و ابرها را با خود پایین کشاندم
طولانی ترین شب
برای آغاز کوتاه ترین نام ماه ی ست
که بیادم می اندازد
پرده ها را کنار بزنم
برف بگیرد
جز صدای برف
جز صدای قلب تو
صدایی ننشیند بر ظرفِ زمان
سرم را بگذارم بر سینه ی خالی کسی که قلب ندارد
اما هنوز زنده است!
نور را در جیب هایم ریختم
خورشید را به آسمان خانه ی شما گذاشتم
و گریختم
نگرانی را دی شب
بر پاهای عروسک خواباندم
شوق رسیدن در من است
و می خواهم فردا را با خط خوش بنویسم
و بدانم حاصلضرب مهربانی
دست های توست
و تو حرف هایی بزنی
که ندانم در کدام سال زندگی می کنم
و ماه همسایه دیوار به دیوار من است
بنادر را درک کردم
کشتی را درک کردم
دریا را درک کردم
که چیزی کم دارد
کاش
در خواب یادم بماند
صدایت بزنم
و تو یادت بماند برگردی و نگاه کنی !
دیدگاه ها (۲)

زمانی که هیچ جاعشقی را نیافتی زمانی که در لحظات زندگی رها ش...

 وقـتـی ادم نـتـونـه احـسـاسـشـو بـگـه سـکـوت مـیـکـنـه... ...

 زندگی من یعنی شیب خط گردنت وقتی به پهنای شانه ات می رسد یع...

خلوتم را نشکن شاید این خلوت من کوچ کند به شب پروانه به صدای...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.51⭐(از زبون جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط