بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد چهارده🍷🔪
حرصی نگاهم کرد
_عـه؟؟؟
او هومی گفتم
از فشار خوردنش خوشم می اومد
با چشمایی که نمیدونستم چه حسی ازش بخونم گفت
+پس نشونت میدم جوجه
بعد با حرص به شیر خوردن دخترم نگاه کرد
منم با دست سالمم آروم لپشو نوازش میکردم
خیلی ناز بود
خم شدم
بوسه ای روی گونه ی تپلش زدم
رو به کوروش با ذوق گفتم
+ببین چه نازه
او هومی گفت
_مثل تو زشته ولی...
اخمامو کشیدم تو هم
با تهدید نگاهش کردم
+چی گفتیی؟؟؟؟
_من چیزی نگفتم
پارت سیصد چهارده🍷🔪
حرصی نگاهم کرد
_عـه؟؟؟
او هومی گفتم
از فشار خوردنش خوشم می اومد
با چشمایی که نمیدونستم چه حسی ازش بخونم گفت
+پس نشونت میدم جوجه
بعد با حرص به شیر خوردن دخترم نگاه کرد
منم با دست سالمم آروم لپشو نوازش میکردم
خیلی ناز بود
خم شدم
بوسه ای روی گونه ی تپلش زدم
رو به کوروش با ذوق گفتم
+ببین چه نازه
او هومی گفت
_مثل تو زشته ولی...
اخمامو کشیدم تو هم
با تهدید نگاهش کردم
+چی گفتیی؟؟؟؟
_من چیزی نگفتم
- ۵.۹k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط