بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد سیزده🍷🔪
من مگه چیکار کرده بودم
فقط لب برچیدم
ولی برای اینکه دوباره به کارش ادامه نده سریع تکون دادم
+ باشه نمیکنم
لبخند کجی زد
_افرین دختر خوب
رفتیم داخل اتاق
دخترم بلند شده بود و دست و پا میزد
سریع رفتم کنارش
+جان مامانی بیدار شدی؟
با نیش باز گفتم
کوروش کنارم وایساد
با لبخند تگاهمون کرد
بعد چون من دستم توی گچ بود خودش بلندش کرد گذاشت توی بغلم
دکمه های پیراهنمو باز کرد
بهش شیر دادم
با هرقطره ای که از وجودم میخورد بیشتر عاشقش میشدم
کوروش با حسودی واضحی گفت
+ببینش چجوری میخوره...
خندیدم
_حسودیبی حسودی .. من دو سال برای دخترمم..برا بعدش وقت قبلی بگیرید
شلااام شلااام قشنگاام خوبین صبحتون بخیر دوتاپارت تقدیم نگاه قشنگتون عزیزای دلم🥺🥺🫂😍🥰
پارت سیصد سیزده🍷🔪
من مگه چیکار کرده بودم
فقط لب برچیدم
ولی برای اینکه دوباره به کارش ادامه نده سریع تکون دادم
+ باشه نمیکنم
لبخند کجی زد
_افرین دختر خوب
رفتیم داخل اتاق
دخترم بلند شده بود و دست و پا میزد
سریع رفتم کنارش
+جان مامانی بیدار شدی؟
با نیش باز گفتم
کوروش کنارم وایساد
با لبخند تگاهمون کرد
بعد چون من دستم توی گچ بود خودش بلندش کرد گذاشت توی بغلم
دکمه های پیراهنمو باز کرد
بهش شیر دادم
با هرقطره ای که از وجودم میخورد بیشتر عاشقش میشدم
کوروش با حسودی واضحی گفت
+ببینش چجوری میخوره...
خندیدم
_حسودیبی حسودی .. من دو سال برای دخترمم..برا بعدش وقت قبلی بگیرید
شلااام شلااام قشنگاام خوبین صبحتون بخیر دوتاپارت تقدیم نگاه قشنگتون عزیزای دلم🥺🥺🫂😍🥰
- ۵.۶k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط