عصیان سکوتم من
عصیان سکوتم من
بحر برهوتم من
من بغض پریشانم
بی برگم و عریانم
با باد هم آوازم
هم غُصه ی پروازم
از درد چو می نوشم
با مرگ هم آغوشم
من زاده ی بی تابی
آلوده ی بی خوابی
من زاده ی پاییزم
لب بسته و لبریزم
من بغض پریشانم
بی برگم و عریانم
زجر است فهمیدن
لمس کردن و بوییدن
از عشق شدن آغاز
، از درد ننالیدن
#شهزاد
بحر برهوتم من
من بغض پریشانم
بی برگم و عریانم
با باد هم آوازم
هم غُصه ی پروازم
از درد چو می نوشم
با مرگ هم آغوشم
من زاده ی بی تابی
آلوده ی بی خوابی
من زاده ی پاییزم
لب بسته و لبریزم
من بغض پریشانم
بی برگم و عریانم
زجر است فهمیدن
لمس کردن و بوییدن
از عشق شدن آغاز
، از درد ننالیدن
#شهزاد
- ۱.۲k
- ۲۸ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط