{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آذرترین عصیان

آذرترین عصیان
پاییزی ترین باران
عریان ترین کابوس
تاریک ترین زندان
زجر است فهمیدن
لمس کردن و بوییدن
از عشق شدن آغاز ،
از درد ننالیدن
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

آنقدر زیبائیکه همه نقش تو رادر دلشان می جویند..........#شهزا...

عصیان سکوتم من بحر برهوتم منمن بغض پریشانم بی برگم و عریانمب...

عشق یعنی که نفس در تو به پایان برسد خبر رهائی از قید تن و جا...

واژه های باران خورده ی خیس خیالم همه ارزانی ، چشمان بهاری ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

درودی آکنده از #عشق، نور و آگاهی بر جان‌های بیدار و همراهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط