ایمجین از جیمین

فشار انگشتاش دور مچ دستش هر لحظه بیشتر میشد.
سریع راه میرفت و نمیتونست تعادلشو حفظ کنه و هر از گاهی وسط راه میوفتاد و جیمین با تندی بلندش میکرد و دنبالش خودش میکشید.
بالاخره جای خلوتی وایستاد.
خسته رو زمین افتاد و مچشو ماساژ داد
+دلیل این کارات چیه جیمین شی؟
-گفته بودم اشتباه کنی اینجا رو برات جهنم میکنم نه؟
+خفه شو
-خودت با پای خودت اومدی تو جهنم من ا.ت

#Jimin ~ #Imagine ~ #BTS ~ #Rahi
@army_bts_ot7
دیدگاه ها (۴)

رمان پایان پارت ۶

ایمجین از Taehyung

پست جدید jimin در اینستاگرامجیمین: عاشق همتونم

°•موزیک ویدئو های بی‌تی‌اس که بیشترین بازدید 24 ساعت گذشته ر...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۷۰ فصل ۳ )چشمامو ترسیده بستم و هق هق خي...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۶۰ و با لذت و متفکر :گفتم گما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط