{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن دل که شد او قابل انوار خدا

آن دل که شد او قابل انوار خدا
پر باشد جان او ز اسرار خدا
زنهار تن مرا چو شمع تنها مشمر
کو جمله به نمک‌زار خدا

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

ای چرخ فلک به مکر و بدسازیهااز نطق دلم ، ببرده‌ای بازیهاروز...

ای که به خواب؛ دگرنبینی ما راتا سال دگر بی خبر نبینی ما راای...

نقاش رخت اگر نه یزدان بودی ؛استاد تو در نقش تو حیران بودیداغ...

جسد بی روح عقاب بالای کمرهای کوه افتاده بود. یکی از پرنده ها...

خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیییا به بستان به در حجره من ...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

Attar050511

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط