وقتی تازه ازدواج کردین ولی تو از میترسی

♡وقتی تازه ازدواج کردین ولی تو از .... میترسی

.
.
.
.
امشب شب اول ازدواجتون بود و طبق رسوم باید کار هایی رو انجام میدادید اما تو از این اتفاق ها میترسیدی و نمیتونستی بهش قلبه کنی

چانگبین اومد توی اتاق و در رو بست
+آه امروز واقعا خسته شدم (داشت لباس هاشو بیرون میاورد)
_چانگبین،خب من باید یه چیزی رو بهت بگم میدونم که خیلی چرت و پرته ولی..
+جونم بگو
_من از کار هایی که شب ازدواج میکنن میترسم{🤣😅}
+ها؟ از چی میترسی؟
_همین چیزا دیگه من واقعا میترسم نمیدونستم چطوری باید بهت بگم
+چرا میترسی؟ اتفاقی برات افتاده که باعث شده بترسی؟
_نه اتفاقی نیوفتاده،نمیدونم شاید هم بی دلیل میترسم ولی الان نمیتونم بهش قلبه کنم میشه بیشتر بهم وقت بدی(چشمات پر از اشک شد)
+عزیزم،واقعا؟ (اومد و بقلت کرد) ولی تو باید به ترس هات قلبه کنی
_میدونم ولی ... خب میشه بندازیمش برای فردا شب اصلا فکر کن عروسیمون یک شب عقب افتاده قول میدم خودم رو برای فردا شب اماده  کنم لطفا
+(خندید) باشه من مشکلی ندارم ولی جواب بقیه رو چی بدیم
_چی کدوم بقیه
+خانواده هامون دیگه
_وااااای بدبخت شدم(گریه های تو شدید تر شد)
+وای نه گریه نکن وایسا الان اون هم درست میکنم
_چی؟چیکار میخوای کنی ؟
+همینجا بشین تا بیام
_باشه
+(بعد از چند دقیقه با یک چاقو برگشت)
_وای خدا این چیه میخوای منو بکشی؟
+(خندید)اخه کی دلش میاد تو به این نازی رو بکشه؟
_پس چیکار میکنی؟
+اون ملافه رو بده به من
_ پارش میکنی؟
+نه
_وای قلبم اومد توی دهنم خب بگو میخوای چیکار کنی
+دستام رو میبرم تا خونش بریزه روی ملافه و فکر کنن...
_باشه باشه ادامه نده ، ولی تو چرا دستت رو ببری این مشکل منه و خودم باید حلش کنم حداقل دست خودم رو ببر
+من نمیتونم دست تو به این کیوتی رو ببرم زود اون رو بده من تا پشیمون نشدم
_نه نمیدم
+(خودش ملافه رو برداشت)
_ولی چانگبین صبر کن
+ات هیچی نگو دیگه دیر شده (دست خودشو برید)
_وای دیوونه چیکار کردی
+تورو از ترست نجات دادم
_وایسا برم برات چسب زخم و باند بیارم
+ات
_بله
+دوستت دارم
_من بیشتر
(رفتی چسب زخم و باند اوردی و دستشو بستی و توی بغلش
.
.
ᥫ᭡ ️فردا
.
.
+خب الان دیگه نمیتونی منو گول بزنی
_وای مثلا خودم رو اماده کردم
+(خنده)
_باشه بیا
+(لباس هاشو بیرون اورد و اومد سراغ تو)چرا لباساتو بیرون میاری
_ها ؟من چشمامو بستم خودت تا تهش برو
+(خنده بلند تر)باشه
_ ( نفس های عمیق میکشیدی و خودت رو کنترل میکردی و همینطور بیرون اومدن لباس هاتو حس میکردی که یهو پاهات درد گرفت ) اخ
+ ببخشید ولی اروم تر از این نمیتونم
_باشه اشکال نداره فقط زود تمومش کن
+باشه
دیدگاه ها (۰)

♡وقتی تازه ازدواج کردین ولی تو از .... میترسی⤷...._تموم+اره_...

♡وقتی تور هستن و تو میفهمی که حامله بودی⤷....دو ماه از تور ش...

درخواستی

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐( یک روانی ) ویو جیمین ا.ت رو آوردن و توی زیر زمین عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط