{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعراین چنین سرود:

شاعراین چنین سرود:

سالها بود تو را می کردم

همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش

به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم

صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست

کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن

نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال
دیدگاه ها (۱)

😄 😄

😄 😄

من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهانکه من آن راز توان دیدن و...

یاد پر مهر نگاه تو در آن روز نخستنرود از دل من تا نرود تن از...

آوای شبپارت ۱ویو نویسندهسرما ی زمستان موهای موج دار انیا را ...

ادامه پارت ۲۱

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

شاعراین چنین سرود:سالها بود تو را می کردمهمه شب تا به سحرگاه...

سال ها بود تو را می کردمهمه شب تا به سحرگاه دعا یاد داری که ...

.مدتی بودتورامی کردم*همه شب تابه سحرگاه دعا*یاد داری که به م...

.مدتی بودتورامی کردم*همه شب تابه سحرگاه دعا*یاد داری که به م...

سالها بود تو را میکردم*همه شب تا به سحرگاه دعایاد داری که بم...

سالها بود تو را میکردم*همه شب تا به سحرگاه دعایاد داری که بم...

سالها بود تو را میکردم*همه شب تا به سحرگاه دعایاد داری که بم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط