سوز هجران تو داریم کجایی ای دوست!
سوز هجران تو داریم کجایی ای دوست!
جمله بی صبر و قراریم کجایی ای دوست!
شمع میقات بیفروز به تنگ آمده ایم
در شب تیره و تاریم کجایی ای دوست!
زمزم دیده ما چشمه خوناب شده
بی تو دل خسته و زاریم کجایی ای دوست!
شفق چهره تو آینه صلح و صفاست
واله خال عذاریم کجایی ای دوست!
سالها منتظر روی دل آرای توایم
حسرت وصل تو داریم کجایی ای دوست!
بهر دیدار تو و رایت زهرایی تو
جملگی لحظه شماریم کجایی ای دوست!
گلشن شادی ما رو به خزان است خزان
طالب فیض بهاریم کجایی ای دوست!
آتش درد فراق تو جهانسوز شده
بانگ و فریاد برآریم : کجایی ای دوست!
جمله بی صبر و قراریم کجایی ای دوست!
شمع میقات بیفروز به تنگ آمده ایم
در شب تیره و تاریم کجایی ای دوست!
زمزم دیده ما چشمه خوناب شده
بی تو دل خسته و زاریم کجایی ای دوست!
شفق چهره تو آینه صلح و صفاست
واله خال عذاریم کجایی ای دوست!
سالها منتظر روی دل آرای توایم
حسرت وصل تو داریم کجایی ای دوست!
بهر دیدار تو و رایت زهرایی تو
جملگی لحظه شماریم کجایی ای دوست!
گلشن شادی ما رو به خزان است خزان
طالب فیض بهاریم کجایی ای دوست!
آتش درد فراق تو جهانسوز شده
بانگ و فریاد برآریم : کجایی ای دوست!
- ۲.۹k
- ۲۵ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط