این روزها آدم باید تمام تنهایی اش را بردارد و همراه چند ل
این روزها آدم باید تمام تنهایی اش را بردارد و همراه چند لقمه نان و پنیر بگذارد در خورجین اتفاق و راهی سفر شود.
برود آن دورها، زیر سایه یک درخت مجنون، کنار بی کسی هایش با خیال راحت بنشیند. نان و پنیرش را بخورد و کنار تنهایی هایش تک تک خاطراتش را با همین تنهایی؛ که معرفتش خیلی از عاشق های امروزی بیشتر است، قسمت کند. لااقل اینطوری خیالمان راحت است که سهم هر دویمان از این تنهایی، به یک اندازه است.
نه مثل مردم این شهر که یک باره تمام عشق را سر می کشند و تمام تنهایی شان را نصیب تو می کنند...
برود آن دورها، زیر سایه یک درخت مجنون، کنار بی کسی هایش با خیال راحت بنشیند. نان و پنیرش را بخورد و کنار تنهایی هایش تک تک خاطراتش را با همین تنهایی؛ که معرفتش خیلی از عاشق های امروزی بیشتر است، قسمت کند. لااقل اینطوری خیالمان راحت است که سهم هر دویمان از این تنهایی، به یک اندازه است.
نه مثل مردم این شهر که یک باره تمام عشق را سر می کشند و تمام تنهایی شان را نصیب تو می کنند...
- ۱.۹k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط