{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست

مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

 

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من

خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ،مدت هاست

 

به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق

اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست

 

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار

اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

 

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل

تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

 

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی

اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست


# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کندزندگی یا مرگ، بعد از ما چه...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون بادبه گرفتــــــار رهایی نت...

تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشترود رفت اما مسیر رفتنش ر...

Forbidden Whispers (نجواهای ممنوعه)Part:8که یکم بعد کوک بهم ...

~my replacement love~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط