{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو رو آرزو نکردم ته تنهایی جاده

تو رو آرزو نکردم ته تنهایی جاده
آخه حتی آرزوتم واسه من خیلی زیاده

تو رو آرزو نکردم این یعنی نهایت درد
خیی چیزا هست تو دنیا که نمی‌شه آرزو کرد

تو رو تا یادمه از دور از همین پنجره دیدم
بس که فاصله گرفتی به پرستشت رسیدم

من گذشتم از تبی که تو رو تو خونه‌ام ببینم
راضیم به این که گاهی تو رو می‌تونم ببینم

نه امیدی به سفر نیست از همین فاصله برگرد
خیلی از فاصله‌ها رو با سفر نمی‌شه پر کرد

عمری پای تو نشستم که منو حالا ببینی
تو مث کوهی که باید منو از بالا ببینی

تو رو آرزو نکردم ته تنهایی جاده
آخه حتی آرزوتم واسه من خیلی زیاده

تو رو آرزو نکردم این یعنی نهایت درد..
خیلی چیزا هست تو دنیا که نمی‌شه آرزو کرد..
دیدگاه ها (۱۶۵)

مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند، مرد آفریده شده ...

ای کاش گذر زمان در دست من بود تا لحظه های شیرین با تو بودن ر...

پر از گلایه و دردم، پر از پریشانی پر از نوشتن شعری که تو نمی...

من در این بیداد میمیرم,نفهمیدی چه شد؟خانه ات آباد میمیرم,نفه...

پارت شانزدهم رزا داشت وسایلش رو جمع می‌کرد که ته‌سوک جلوی در...

شاگرد لوس من

پارت هفدهمرزا سعی کرد بی‌تفاوت باشه، اما حضور ته‌سوک توی اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط