{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودخواهى...

خودخواهى...
مرد پليدى کنار دروازه دوزخ ب فرشته اى برميخورد,فرشته ب اوميگويد فقط کافيست در زندگى ات ١کار خوب انجام داده باشى و همان يارى ات ميکند,خوب فکر کن.
مرد ب ياد مى آورد ک يک بار هنگاميکه درجنگلى راه مى رفت عنکبوتى را سر راهش ديد و راهش را کج کرد تا آن را له نکند.
فرشته لبخند مى زند و تار عنکبوتى از آسمان فرود مى آيد تامرد بتواند از آن راه ب بهشت صعود کند.گروهى ازمحکومان ديگر نيز از تار عنکبوت استفاده ميکنند و شروع ميکنند ب بالارفتن ازآن,اما مرد ازترس پاره شدن تار ب سوى آنها برمى گردد و آنها را هل مى دهد,درهمين لحظه تار پاره مى شود ومرد بارديگر ب دوزخ برميگردد...
صداى فرشته را مى شنود که: افسوس؛ خودخواهى ات تنها کارخوبى را ک انجام داده بودى ب پليدى تبديل کرد.
دیدگاه ها (۵)

تلفظ صحيح چهارمين روز هفته کدام است؟چارشنبه؟چاهارشنبه؟چهارشن...

ترکه ميره جنگ ميشه فرمانده,داداشش شهيد ميشه...با بى سيم بهش ...

جاتون خالى يه شب رفتم يه کبابى,تابلو بزرگ زده بود که: ( %10...

رفتم گلفروشى گفتم آقا اين گل طبيعيه؟؟ى دختر بچه 5ساله اونجا ...

ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻨﻮﺭمرد پلیدی، درآستانه مرگ، کنار دروازه ی دوزخ به...

آدمی بد کار به هنگام مرگ فرشته ای را دید که نزدیک در دروازه ...

مردی در جهنم بود که فرشته ای برای کمک به او آمد و گفت من تو ...

📔 #حکایت_پندآموزآدمی بد کار به هنگام مرگ فرشته ای را دید که ...

آنها شروع به خواندن اسامی کسانی که بايد وارد جهنم می شدند ک...

آنها شروع به خواندن اسامی کسانی که بايد وارد جهنم می شدند ک...

آنها شروع به خواندن اسامی کسانی که بايد وارد جهنم می شدند ک...

آنها شروع به خواندن اسامی کسانی که بايد وارد جهنم می شدند ک...

آنها شروع به خواندن اسامی کسانی که بايد وارد جهنم می شدند ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط