{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت ۱]

[پارت ۱]

[درخواستی]
.
.
.
پدر ا/ت مردی قمار باز و اهل الکل و اینجور چیزا بود
یک بار با یک مافیا قمار کرد و داخل قمار باخت
اما پول خیلی خیلی زیادی رو قمار کرده بود و الان یک بدهی غول پیکر از یک مافیا داره
البته جدا از بقیه بدهی هاش.
ا/ت و مادرش میرن سر کار تا بتونن سنگینی بدهی هایی که پدرش بوجود اورده رو کم کنند یا حداقل نون شبشون رو دربیارن،
در حالی که پدر ا/ت با بیخیالی تمام به قمار زدن ادامه میده
مادر ا/ت مریضه برای همین ا/ت سعی میکنه سخت تر کار کنه تا زیاد سختی برای مادرش پیش نیاد
مثلا اگر به مادر ا/ت گفته اند که چیزی رو جا به جا کند ا/ت سریع کارش رو انجام میداد و میرفت و اون شئی رو از مادرش میگرفت و خودش جا به جاش میکرد
ا/ت و مادرش هرچی در میاوردند میدادند به پدر ا/ت تا اونها رو به اون مافیا بده
چون تایمی که اون مافیا به پدر ا/ت برای صاف کردن بدهی داده بود از بقیه تلبکاران کم تر بود
اما بی خبر از این بودند که پدر ا/ت اون پول ها رو بجای دادن به اون مافیا، خرج الکل و قمار میکنه.
تا اینکه روزی وقتی ا/ت داشت تنها برمیگشت خونه، (تنها برمیگشت چون که مادرش حالش بد شده بود و ا/ت بهش گفت که من خودم کار انجام میدم و تو برو خونه استراحت کن. با وجود اینکه احتمال اینکه پدر ا/ت با پرویت تمام از مادرش کار بکشه یا بزنتش زیاد بود ولی خوب)
یک ماشین سیاه جلوی خانه شان دید،
اروم به سمت خونه رفت و گوش اش رو روی در گذاشت تا صدای داخل خونه رو بشنوه، اما واضح ترین صدایی که میومد صدای گریه مادرش بود، ا/ت در رو باز کرد و رفت داخل و با صحنه ای که دید سر جایش خشکش زد
یک مرد که دست هاش باند پیچی شده بود ا*سلحه ای به سمت پدر ا/ت نشانه گرفته بود
مادرش هم از ترس فقط داشت گریه میکرد
______________
نظری؟ نصیحتی؟
دیدگاه ها (۹)

🛐🛐🛐✨

[پارت ۱][درخواستی]. . . [از دید دازای]داشتم داخل راه رو های ...

[پارت ۹] . . . وقتی ا/ت چشم هاش رو باز کرد خودش رو داخل یک ا...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

معرفی فیک شوگا معروف ترین و خترناک ترین ترسناک ترین مافیای س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط