{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت ۹]

[پارت ۹]
.
.
.
وقتی ا/ت چشم هاش رو باز کرد خودش رو داخل یک اتاق روی یک تخت درازکشیده دید
لباس هایش عوض شده بودند و لباس های زیبا و بنظر گرون ای بودند
ا/ت با گیجی به اطراف نگاه کرد
چیدمان داخل اتاق ساده اما شیک بودند
یک میز کنار تخت بود که رویش آینه، و یک پارچ آب و یک لیوان بود، طرف دیگر یک کمد بود که داخلش خالی بود، و یک پنجره.
پنجره نرده داشت و نرده هاش هم خیلی بهم نزدیک بودند.
ا/ت روی تخت نشست، و یک میز آرایشی دید، روی میز تزئین شده با انواع و اقسام لوازم آرایشی، روتین برای پوست، روتین برای مو و... بود و یک آینه بزرگ،
درحالی که ا/ت از اینکه اینجا چیکار میکنه و مهم تر از اون کدوم خری لباس هاش رو عوض کرده و زخم هاش رو پانسمان کرده گیج و سردرگم بود ناگهان در باز شد
یک خانم تقریبا مسن با چند خانم جوان تر از اون پشت سرش وارد اتاق شدن و با دیدن ا/ت سر خم کردن
-بانو بیدار شدید؟ گرسنه هستید؟ میخواید بگم ب اتون غذا بیارن؟
+...من کجام؟ شما ها کی هستین؟...
-..نگران نباشید بانو، اینجا جاتون امنه
+چرا من اینجام؟.. فقط یادمه یه مرده من رو بلند کرد... میدونی اون کی بود؟
-...متاسفم بانو، اما نمیتونم به این سوالتون جوابی بدم، ما اینجا هستیم تا فقط به شما رسیدگی کنیم
اون زنه مسن گفت و با دست به یکی از اون خانم ها اشاره کرد، و اون خانم از اتاق رفت بیرون و سپس با یک سینی از غذاهای مختلف برگشت
-لطفا میل کنید تا حالتون زود تر خوب شه، بانو
+...نمیخوام
-اگر شده شما رو بخوابونیم و بزور کنیم دهنتون هم انجام میدیم، لطفا. بخورید.
+...اصلا از کجا مسموم نیستن؟
-اگه قرار بود مسموم تون کنیم تا وقتی بیهوش بودید میتونستیم این کار رو کنیم، یا زخم هاتون رو درمان نکنیم، فقط بخور
ا/ت کمی تردید کرد ولی حرف های اون خانم منطقی بود
اون خانم جوان تر، سینی رو روی تخت گذاشت تا ا/ت نوش جان کند
ا/ت شروع به خوردن کرد
(در ذهن ا/ت:..آخرین باری که یه غذای گرون یا کامل خوردم کی بود؟)
بعد از اینکه ا/ت حسابی سیر شد و سینی رو کامل خالی کرد
-بانو، لطفا روی صندلی بنشینید
اون زن مسن به صندلی جلوی میز آرایشی اشاره کرد
+چرا؟
-..میخوایم موهاتون رو شانه کنیم، بانو، خیلی بهم ریخته اند
ا/ت دستی به موهاش کشید و دید که از هرچی که بوده هم گند تر شده
اروم از جاش بلند شد، رفت و روی صندلی نشست، خانم مسن شانه رو از روی میز برداشت و شروع به شانه کردن موهای ا/ت کرد و بقیه روتین برای مو، ا/ت هم که در آرامش الهی به سر میبرد
_________
نظری؟ نصیحتی؟
🌚🎀
دیدگاه ها (۱۷)

[پارت ۱][درخواستی]. . . [از دید دازای]داشتم داخل راه رو های ...

[پارت ۱][درخواستی]. . . پدر ا/ت مردی قمار باز و اهل الکل و ا...

💅🏻🎀🤧خواستم بگم که من هنوز زنده🤧😂و اینکه پارت نمیدم یا درخواس...

🛐🛐🛐

پارت ۱۳: عمو های من مافیان

پارت ۱۲:عمو های من مافیان

سناریو سانزو پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط