درخواستی از ریندو وقتی تو خواب راه میری
درخواستی از ریندو وقتی تو خواب راه میری
ویو ریندو
امروز ماموریتم خیلی طول کشید برم خونه ا/ت جرم میده ( ببخشید ولی بیجا کرده)
ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم و رفتم خونه وقتی وارد شدم هیچ صدایی نمیومد احتمالا ا/ت خوابه .....رفتم تو اتاقمون و دیدم بله داره خواب هفت پادشاه رو میبینه رفتم نشستم یه چیزی بخورم که یهو حس کردم صدایی میاد ولی چیزی نبود
ویو یومی ( خودم )
ا/ت داشت خواب میدید که با ریندو رفته دعوا و بعضی وقتا یا بالشت رو میزد یا تخت رو 🤣
ریندو هم بعد از غذا رفت رو مبل نشست و داشت با گوشیش ور میرفت
ا/ت در خواب بلند شد و به سمت آشپزخانه رفت و دقیقا تو نکته کور ریندو بود( چراغ ها خاموش بود)
چون خواب بود مو هاش هم ژولیده پولیده شده بود و پف کرده بود
ویو ریندو
این بار مطمعنم یه صدایی اومد سرم رو چرخوندم نگاهی نداختم و دیدم نه چیزی نیست که از آشپزخانه صدای برخورد ظرف ها بهم اومد بلند شدم و رفتم آشپزخانه و یهو دیدم یه کله پشمی اونجای
ریندو : تو کدوم خری هستی دیگهههههه
ا/ت هم که خواب دعوا میدید رفت ریندو رو بزنه
ریندو : ا/ت ؟؟؟؟؟؟ لعنتی خوابی و اینطوری میزنی ؟
ریندو یه لیوان آب سرد ور داشت و ریخت رو صورت و لباس های ا/ت
ا/ت : کیاااااااااااا چته ریندووووووو؟؟؟؟؟
ریندو : خودت چته ؟ داشتی منو سکته میدادیییییی
ا/ت : کی ؟ من ؟
ریندو : نپه ران
ا/ت : اه اه اه لباسای قشنگم رو خراب کردی !
ریندو : هه هه هه ( خنده شیطانی ) الان نباید به فکر لباسات باشی باید به فکر خودت باشی
ا/ت : ببین رین ...عم....بیا منطقی حرف بزنیم باشه ؟
خنده استرسی
ریندو : دیگه دیررررر
و شروع به قلقلک دادن ا/ت کرد ( پن منحرف نیستم اصلا😂)
اینم از این پارت ببخشید کم شد ( خیلی هم زیاده) واقعا چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسید 😅
بای بای
ویو ریندو
امروز ماموریتم خیلی طول کشید برم خونه ا/ت جرم میده ( ببخشید ولی بیجا کرده)
ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم و رفتم خونه وقتی وارد شدم هیچ صدایی نمیومد احتمالا ا/ت خوابه .....رفتم تو اتاقمون و دیدم بله داره خواب هفت پادشاه رو میبینه رفتم نشستم یه چیزی بخورم که یهو حس کردم صدایی میاد ولی چیزی نبود
ویو یومی ( خودم )
ا/ت داشت خواب میدید که با ریندو رفته دعوا و بعضی وقتا یا بالشت رو میزد یا تخت رو 🤣
ریندو هم بعد از غذا رفت رو مبل نشست و داشت با گوشیش ور میرفت
ا/ت در خواب بلند شد و به سمت آشپزخانه رفت و دقیقا تو نکته کور ریندو بود( چراغ ها خاموش بود)
چون خواب بود مو هاش هم ژولیده پولیده شده بود و پف کرده بود
ویو ریندو
این بار مطمعنم یه صدایی اومد سرم رو چرخوندم نگاهی نداختم و دیدم نه چیزی نیست که از آشپزخانه صدای برخورد ظرف ها بهم اومد بلند شدم و رفتم آشپزخانه و یهو دیدم یه کله پشمی اونجای
ریندو : تو کدوم خری هستی دیگهههههه
ا/ت هم که خواب دعوا میدید رفت ریندو رو بزنه
ریندو : ا/ت ؟؟؟؟؟؟ لعنتی خوابی و اینطوری میزنی ؟
ریندو یه لیوان آب سرد ور داشت و ریخت رو صورت و لباس های ا/ت
ا/ت : کیاااااااااااا چته ریندووووووو؟؟؟؟؟
ریندو : خودت چته ؟ داشتی منو سکته میدادیییییی
ا/ت : کی ؟ من ؟
ریندو : نپه ران
ا/ت : اه اه اه لباسای قشنگم رو خراب کردی !
ریندو : هه هه هه ( خنده شیطانی ) الان نباید به فکر لباسات باشی باید به فکر خودت باشی
ا/ت : ببین رین ...عم....بیا منطقی حرف بزنیم باشه ؟
خنده استرسی
ریندو : دیگه دیررررر
و شروع به قلقلک دادن ا/ت کرد ( پن منحرف نیستم اصلا😂)
اینم از این پارت ببخشید کم شد ( خیلی هم زیاده) واقعا چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسید 😅
بای بای
- ۱.۲k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط