عروس فراری فصل پارت
عروس فراری فصل ۲ پارت ۱
اژدها = hell devil
قرمزه =soul taker
سیاه صفیده = بوتن 😅
ویو کوکو
از وقتی ا/ت رو بردن تقریبا ۲ سالی میگذره کل این دوسال رو داشتیم دنبالش میگشتیم نمیدونم چرا ولی توی یه مدت کوتاه برای هممون خیلی ارزش مند شده بود وقتی رفت کل بوتن بهم ریخت اگر اون روز نحس نمیبردمش بیرون هیچ کدوم از این اتفاق ها نمیافتاد لعنتی لعنتی اه با این که ریندو شمارش رو داشت هرچی پیام میداد به جواب نمیداد
اتاق جلسه
مایکی : از ا/ت خبری نشده ؟
کوکو :.....فقط یکم اطلاعات ازش به دست آوردیم
مایکی : میشنوم
کوکو : پدرش یه گنگ داره که اسمش hell devil هست
ریندو : نفهمید کجان ؟
کوکو : نه
همه : .........
مایکی بلند میشه : جلسه امروز تمومه
و همه بلند میشن میرن
پرش زمانی ساعت ۱ ویو ریندو
داشتم با گوشیم ور میرفتم که از طرف ا/ت پیام اومد حس کردم چشمام گرد شد سریع به همون لباس ها رفتم اتاق ران
ریندو : رانننننننننننننننننننننننننننن
ران : عرررررررررررر چتههههه گوسا....ریندووووووووو
ریندو : ا/تتتت پیام دادهههههههههههه
ران : چییییییییییییییییییی
بقیه هم از دهد و بی داد های اینا اومدم
کوکو: چتونه شما هاااااا
سانزو : هیچی ریندو دیونه بود ران هم دیونه شد
مایکی : چی شده ؟
کاکوچو : د بگین دیگههههه
ریندو : ا/ت بهم پیام داددددددد
همه : چییییییییی ؟؟؟؟
مایکی : چی گفته ؟
ریندو : ببین
و گوشیش رو سمت مایکی میگیره
پیام : شاید بیشتر از این نشه پیام بدم بهت ولی بابام گرفتم و با یه باند دیگه معامله کرده اسمش soul taker هست و قرار با پسر اشغالش فردا ازدواج کنم شاید یکم دیر باشه که هست ولی میشه فردا ساعت ۱۰ بیای پایین تالار ف/خ ؟ مطمعن باش دوباره میام پیشتون لطفا !
مایکی : فردا همه میریم اونجا
همه : های !
پرش زمانی فردا ویو ریندو
همه آماده شدیم لباس های خیلی تو چشم نپوشیدیم
همون ماشینی که ا/ت یه دور به گا.....خرابش کرد رو ور داشتم و همه راه افتادیم وقتی رسیدیم اونجا قشنگ معلوم بود کسایی که اونجان از بچه مای( رست نوشتم؟) داره ها هستن من رفتم جلو تر ولی بقیه عقب موندن
اژدها = hell devil
قرمزه =soul taker
سیاه صفیده = بوتن 😅
ویو کوکو
از وقتی ا/ت رو بردن تقریبا ۲ سالی میگذره کل این دوسال رو داشتیم دنبالش میگشتیم نمیدونم چرا ولی توی یه مدت کوتاه برای هممون خیلی ارزش مند شده بود وقتی رفت کل بوتن بهم ریخت اگر اون روز نحس نمیبردمش بیرون هیچ کدوم از این اتفاق ها نمیافتاد لعنتی لعنتی اه با این که ریندو شمارش رو داشت هرچی پیام میداد به جواب نمیداد
اتاق جلسه
مایکی : از ا/ت خبری نشده ؟
کوکو :.....فقط یکم اطلاعات ازش به دست آوردیم
مایکی : میشنوم
کوکو : پدرش یه گنگ داره که اسمش hell devil هست
ریندو : نفهمید کجان ؟
کوکو : نه
همه : .........
مایکی بلند میشه : جلسه امروز تمومه
و همه بلند میشن میرن
پرش زمانی ساعت ۱ ویو ریندو
داشتم با گوشیم ور میرفتم که از طرف ا/ت پیام اومد حس کردم چشمام گرد شد سریع به همون لباس ها رفتم اتاق ران
ریندو : رانننننننننننننننننننننننننننن
ران : عرررررررررررر چتههههه گوسا....ریندووووووووو
ریندو : ا/تتتت پیام دادهههههههههههه
ران : چییییییییییییییییییی
بقیه هم از دهد و بی داد های اینا اومدم
کوکو: چتونه شما هاااااا
سانزو : هیچی ریندو دیونه بود ران هم دیونه شد
مایکی : چی شده ؟
کاکوچو : د بگین دیگههههه
ریندو : ا/ت بهم پیام داددددددد
همه : چییییییییی ؟؟؟؟
مایکی : چی گفته ؟
ریندو : ببین
و گوشیش رو سمت مایکی میگیره
پیام : شاید بیشتر از این نشه پیام بدم بهت ولی بابام گرفتم و با یه باند دیگه معامله کرده اسمش soul taker هست و قرار با پسر اشغالش فردا ازدواج کنم شاید یکم دیر باشه که هست ولی میشه فردا ساعت ۱۰ بیای پایین تالار ف/خ ؟ مطمعن باش دوباره میام پیشتون لطفا !
مایکی : فردا همه میریم اونجا
همه : های !
پرش زمانی فردا ویو ریندو
همه آماده شدیم لباس های خیلی تو چشم نپوشیدیم
همون ماشینی که ا/ت یه دور به گا.....خرابش کرد رو ور داشتم و همه راه افتادیم وقتی رسیدیم اونجا قشنگ معلوم بود کسایی که اونجان از بچه مای( رست نوشتم؟) داره ها هستن من رفتم جلو تر ولی بقیه عقب موندن
- ۱.۱k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط