کاش خدا از پشت اون ابرها ميومد بيرون...
کاش خدا از پشت اون ابرها ميومد بيرون...
و محکم گوشمو ميگرفت و ميکشيد و ميگفت:
آهــــــــــــــــــــــــــــــــــاي
هميني که هست انقدر غر نزن...
بعد يواشکي چشمک ميزد و ميگفت:
غصه نخور،همه چي درست ميشه...
و محکم گوشمو ميگرفت و ميکشيد و ميگفت:
آهــــــــــــــــــــــــــــــــــاي
هميني که هست انقدر غر نزن...
بعد يواشکي چشمک ميزد و ميگفت:
غصه نخور،همه چي درست ميشه...
- ۱.۲k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط