لبخندهای جبهه
آخ کربلای پنج
پسری فوقالعاده با مزه و دوستداشتنی بود. بهش میگفتند: «آدمآهنی!» جای سالم در بدنش نداشت؛ آبکش بهتماممعنا! آنقدر طی سالهای جنگ تیر و ترکش خورد که «کلکسیون تیر و ترکش» شده بود. از آن بچههایی بود که راستی «قطبنما را منحرف میکنند» دست به هر جای بدنش که میگذاشتی جای زخم و جراحتی کهنه و یا تازه بود. اگر کسی نمیدانست و کمی محکم جای زخمش را فشار میداد و دردش میآمد، نمیگفت مثلاً آخ دردم آمد، فشار نده، بلکه با ملاحت خاصی اسم عملیاتی را به زبان میآورد که آن زخم و جراحت احتمالاً مربوط به آن بود؛ مثلاً کتف راستش را اگر کسی محکم میگرفت، میگفت: آخ، بیتالمقدس. اگر کمی پایین ترش را دست میزد میگفت: آخ، والفجر مقدماتی یا آخ، فتح المبین یا آخ کربلای پنج.. و همینطور تا آخر. بچهها هم عمداً اذیتش میکردند و صدایش را در میآوردند تا تقویم عملیات را مرور کنند! 😁😂
فرهنگ جبهه، شوخ طبعیها، ج۱، ص۴۸
#طنز #جبهه #طنزجبهه #رزمندگان #دفاع_مقدس #شهدا #ایثارگران #جانبازان
پسری فوقالعاده با مزه و دوستداشتنی بود. بهش میگفتند: «آدمآهنی!» جای سالم در بدنش نداشت؛ آبکش بهتماممعنا! آنقدر طی سالهای جنگ تیر و ترکش خورد که «کلکسیون تیر و ترکش» شده بود. از آن بچههایی بود که راستی «قطبنما را منحرف میکنند» دست به هر جای بدنش که میگذاشتی جای زخم و جراحتی کهنه و یا تازه بود. اگر کسی نمیدانست و کمی محکم جای زخمش را فشار میداد و دردش میآمد، نمیگفت مثلاً آخ دردم آمد، فشار نده، بلکه با ملاحت خاصی اسم عملیاتی را به زبان میآورد که آن زخم و جراحت احتمالاً مربوط به آن بود؛ مثلاً کتف راستش را اگر کسی محکم میگرفت، میگفت: آخ، بیتالمقدس. اگر کمی پایین ترش را دست میزد میگفت: آخ، والفجر مقدماتی یا آخ، فتح المبین یا آخ کربلای پنج.. و همینطور تا آخر. بچهها هم عمداً اذیتش میکردند و صدایش را در میآوردند تا تقویم عملیات را مرور کنند! 😁😂
فرهنگ جبهه، شوخ طبعیها، ج۱، ص۴۸
#طنز #جبهه #طنزجبهه #رزمندگان #دفاع_مقدس #شهدا #ایثارگران #جانبازان
- ۸۴۱
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط