{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرو خوردم ز غیرت گریهٔ مستانهٔ خود را

فرو خوردم ز غیرت گریهٔ مستانهٔ خود را
فشاندم در غبار خاطر خود، دانهٔ خود را
دیدگاه ها (۴)

بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته امای همه سقف و ستون و همه آب...

مژده دادند !!!که بر ما گذری خواهی کرد ...

خیلی احمــــــق بودمکه احمــــــــقانه کـــــــسیو دوس داشــ...

نه....تو دروغگو نیستی؛من حواسم پرت است...گفته بودی دوستم دار...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط